عمومی

۶ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

عملیات نابودسازی افکار منفی

«آنچه که هستیم نتیجه فکر ماست. ذهن همه چیز است. همان چیزی می‌شویم که به آن فکر می‌کنیم.»

تأیید نفس یا رضایت از خود، گفتگوی مثبت با خود است. حرفی در مورد خودمان یا وضعیتمان است که به زبان حال گفته می‌شود، انگار که آن جمله حقیقت دارد. تأیید نفس به ما برای تغییر کمک می‌کند.

عملیات نابودسازی افکار منفی


روش های زیر برای شروع این عمل مؤثر هستند:

1. گفتگوهای منفی با خودتان و اعتقادات منفی‌تان را بشناسید و تشخیص دهید: این را به صورت دستی بنویسید نه به صورت کامپیوتری. متصل کردن جسمتان با عصب‌ها و روانتان بسیار اهمیت دارد. آنچه بدن ما انجام می‌دهد، ذهن ناخودآگاهمان از آن درس می‌گیرد.

یک صفحه کاغذ خط‌ دار را از وسط تا کرده و دوباره تای آن را باز کنید. قسمت پایین کاغذ، لیستی از آن عبارات محدود‌کننده برای خودتان که به آن‌ها فکر می‌کرده‌اید و به خودتان می‌گفته‌اید فراهم کنید. «من قدرت مالی رفتن به مسافرت را ندارم» یا «کم کردن وزن خیلی سخت است» یا «هیچ‌وقت با کسی که واقعاً به دردم بخورد آشنا نمی‌شوم».

در این لیست اول روی یک موضوع یا مشکل شخصی تمرکز کنید. هر چیزی که در مورد این موضوع به ذهنتان خطور می‌کند را روی کاغذ بیاورید. فکر نکنید، همان چیزی که آن لحظه به ذهنتان می‌رسد را بنویسید.

بعد چند روز را به دقت به خودتان گوش دهید، به چیزهایی که می‌گویید، چیزهایی که به آن فکر می‌کنید. از یکی از دوستانتان هم بخواهید به شما گوش دهد. هر عبارت و جمله منفی را به لیست تان اضافه کنید.

وقتی فکر کردید که لیست‌تان کامل شده است، صبر کنید. چیزهای بیشتری هم پیش می‌آید. وقتی لایه بالایی ذهنتان را خالی کردید، لایه بعدی خودش را نشان خواهد داد.

 

2. از آن باورها، تأییدیه بسازید: این قسمت اصلاً آسان نیست اما از پس آن برخواهید آمد!

قرار است جمله‌های جدید بنویسید. موقع این کار ممکن است احساس مقاومت شدید کنید. ممکن است چیزی که می‌نویسید را باور نداشته باشید. شاید دلسرد شوید. شاید فکر کنید عجیب باشد.

در این قسمت باید روبروی هر عبارت منفی، جمله‌ای بنویسید که آن عبارت را به مثبت تغییر دهد.

مثال:

«من استطاعت هزینه یک مسافرت را ندارم» تبدیل می‌شود به «می‌توانم از پس هزینه یک مسافرت برآیم».

«وزن کم کردن خیلی سخت است» تبدیل می‌شود به «وزن کم کردن برای من خیلی آسان است».

«من نمی‌توانم پول پس‌انداز کنم» تبدیل می‌شود به «من خیلی خوب پول پس‌انداز می‌کنم».

این عبارات باید به زمان حال نوشته شوند. از نوشتن کلمه «سعی می‌کنم» خودداری کنید.

برای کنار آمدن با ناباوری خود در مورد نوشتن چیزی که به نظرتان غیرواقعی و غیرممکن می‌آید، می‌توانید عباراتی مثل این را بنویسید: «من یاد می‌گیرم که...»، «روز به روز در پس انداز کردن پول بهتر می‌شوم.» و از این قبیل.

 

3. شروع به استفاده از این تأییدیه‌های جدید کنید: کاغذ را جایی بچسبانید که مدام آن را ببینید. مثل بالای سینک ظرفشویی یا کنار آینه. هر از گاهی آن تأییدیه‌ها را بخوانید اما نیاز به وقت گذاشتن روی آن نیست. فقط برای این است که هرازگاهی به یادتان بیاید می‌خواهید افکارتان را تغییر دهید.

اگر متوجه شدید که مشغول گفتن یا فکر کردن به باورهای (منفی) قدیمی خود هستید، جلوی خودتان را بگیرید. آن را به جایگزینی مثبت تبدیل کنید.

از خانواده و دوستانتان بخواهید با نشان دادن توصیفات منفی که از خودتان می‌کنید، به شما کمک کنند. وقتی این‌ کار را کردند، بلافاصله آن حرف منفی را به مثبت تبدیل کنید و آن جمله جدید را بلند به آن‌ها بگویید. به این ترتیب، ذهنتان را تغییر خواهید داد.

 

4. ببینید که «جادو» چطور آرام‌آرام اثر می‌کند: اگر این سه کار را انجام دهید، مطمئناً جادو اثر خواهد کرد. خیلی زود نه تنها می‌گویید که خوب از پس حساب و کتاب مالی برمی‌آیید (یا هر موضوع دیگری) بلکه شروع به باور کردن آن می‌کنید.

جملات منفی خیلی زود از ذهنتان ناپدید خواهند شد. اگر به آن پایبند باشید، چیزی که حقیقت دارد این است که:

وقتی آن را می‌نویسید، جادو شروع می‌شود.

بعد از اینکه آن را می‌نویسید، می‌توانید شروع به خواندن آن کنید.

وقتی شروع به خواندن آن می‌کنید، می‌توانید شروع به گفتن آن کنید.

وقتی شروع به گفتن آن می‌کنید، شروع به شنیدن‌ آن می‌کنید.

وقتی شروع به شنیدن آن می‌کنید، شروع به باور کردن آن می‌کنید.

وقتی آن را باور کنید، همه چیز شروع به تغییر می‌کند.

وقتی چیزها تغییر می‌کنند، درک خواهید کرد و باور خواهید کرد.

 

منبع: کتاب احساس بهتر، بهتر شدن و بهتر ماندن نوشته آلبرت الیس
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
amir amirty

شما معمار زندگی خود هستید، می خواهید آن را چگونه بسازید؟

به شرایط موجود کاری نداشته باشید. شکست‌ها و ناکامی‌های گذشته را فراموش کنید. سن و سالتان را هم فراموش کنید. بسیاری از کسانی که دوران شصت و یا هفتاد سالگی را می‌گذرانند حتم دارند که بهترین سال‌های عمرشان هنوز در پیش است. می‌توانیم در هر سن و سالی که باشیم زندگی غنی و سرشاری داشته باشیم. اغلب اوقات رؤیاهای‌ ما سریع‌تر و راحت‌تر از آنچه فکر می‌کنیم تحقق می‌یابند.

وقتی بتوانید برای خود زندگی ایده‌آلی در نظر بگیرید، وقتی بدانید در باقیمانده عمرتان چه هدفی را دنبال می‌کنید هدف‌های کوتاه‌مدت‌تان معنی‌دارتر می‌شوند. صبح‌ها برای اینکه از رختخواب بیرون بیایید دلیلی دارید. می‌دانید که می‌خواهید چه کنید و به کجا برسید. جریان زندگی خود را ترسیم کرده‌اید. برای آینده تان پنداره‌ای در نظر گرفته‌اید.

وقتی اینگونه زندگی‌تان را ترسیم می‌کنید، وقتی صحنه ایده‌آل زندگی‌تان را در نظر مجسم می‌سازید آینده‌تان را شکل می‌دهید؛ زیرا از طریق تجسم خلاق، رؤیای مثبت ذهن نیمه هشیارتان را برنامه‌ریزی می‌کنید. آن را غرق در تصاویری می‌کنید که به احتمال زیاد صورت واقع به خود می‌گیرند. در واقع، شما معمار زندگی خود هستید.

هدف‌های بلند مدت شما نه تنها ایده‌آل شما در زندگی را تعریف می‌کنند، بلکه به خلق و ایجاد آن کمک می‌نمایند. انتخاب‌های متعددی را ساده می‌کنند، انتخاب‌هایی را که در غیر‌این‌صورت می‌توانند بسیار دشوار باشند. وقتی ندانید که می‌خواهید با زندگی خود چه کنید، حتی تصمیم‌گیری راجع به فعالیت‌های روزانه‌تان دشوار می‌شود. در این صورت اینگونه اقدامات بخشی از یک برنامه بزرگ‌تر به حساب نمی‌آیند و به افکار شما معنا نمی‌بخشند.

تهیه و تنظیم برنامه زندگی عملی انگیزه‌بخش است و به موفقیت در تمامی زمینه‌های زندگی کمک می‌کند. با این حال در نظر داشته باشید که باید از انعطاف کافی برخوردار باشید. زندگی ایجاب می‌کند که پیوسته خود را با تغییرات و تحولات تطبیق دهیم. ممکن است نتوانید تحت تأثیر تحولات و تغییراتی که با گذشت زمان اتفاق می‌افتد دقیقاً به آنچه که هم اکنون در نظر دارید صورت واقعیّت ببخشید. ممکن است آینده و شرایط شما در آن به مراتب بهتر از اینکه حالا تصور می‌کنید باشد.

وقتی ذهن ما به خوبی برنامه‌ریزی شود، موقعیت‌هایی که ایجاد می‌شوند به مراتب بهتر از شرایط قبلی هستند. وقتی رشد می‌کنیم و متعالی می‌شویم، امکانات‌مان بیشتر می‌شود و بر توانمندی‌هایمان افزوده می‌گردد. برنامه‌های وسیع‌تری را تدارک می‌بینیم و به رشد و پیشرفت بیشتری فکر می‌کنیم. وقتی تصویر ذهنی بهتری پیدا می‌کنیم موفقیت در زندگی نیز بیشتر می‌شود. در نتیجه خود پیوسته شکوفاتر می‌شویم. به بزرگی و توانگری بیشتری می‌رسیم.

اکنون برنامه‌های سال آینده خود را به دقت ارزیابی کنید و البته آمادگی آن را داشته باشید که با حوادث غیرمترقبه برخورد انعطاف پذیر داشته باشید. در ضمن به استقبال حوادث خوشایند بروید و از فرصت‌هایی که دست می‌دهد به نحو احسن استفاده نمایید. باید تصویر واضح و روشنی از کارهایی که قصد انجامشان را دارید داشته باشید. برنامه سالانه را به برنامه ماهانه و سپس هفتگی تقسیم بندی کنید. اگر برنامه‌ریزی درست انجام گیرد، از شدت نگرانی‌ها می‌کاهد و شما را در راستای تحقق اهداف‌تان به حرکت در‌می‌آورد.

برگرفته از کتاب: چگونه مانند میلیونرها فکر کنیم/ مارک فیشر، مارک آلن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
amir amirty

صحبت کردن با خود، دروازه ورود به ناخودآگاه!

تحقیقات اخیر نشان می‌دهند که حرف زدن انسان با خودش، می تواند موفقیت و کارایی شغلی‌اش را بالا ببرد. خانم دکتر ساندا دُلکاس روانشناس و محقق دانشگاه ایلینویز می گوید :

«یالا ساندا، تو می‌تونی این کارو انجام بدی!». من این شعار را هر وقت که در مشکلی گیر کردهام، با خودم تکرار می کنم. برخی اوقات که در کافی شاپ دانشگاه نشسته‌ام و بلند بلند حرف می‌زنم مانند دیوانه‌ها به نظر می‌رسم. اما حالا می‌دانم که کارم بسیار درست بوده، چرا که ثابت کردم من بهترین کار را برای افزایش شانس موفقیتم انجام می‌دادم.

صحبت کردن با خود، دروازه نفوذ به ناخودآگاه!

روانشناسان به این کار می‌گویند: با خود حرف زدن (Self-Talking). در حالی که مطالعات قبلی نشان می‌دادند که با خود حرف زدن می‌تواند قدرت اراده را تقویت کرده و به شما کمک می‌کند که در مواقعی که می‌خواهید کارهای مشکل یا مهمی انجام دهید، خودتان را روانشناسی کنید، یا قبل از یک ارایه یا ملاقات مهم اعصابتان را آرامش ببخشید. ما به نکته‌های کلیدی زیر دست یافتیم:

استفاده از « تو» به جای «من»

استفاده از ضمیر تو- مثل این: «قراره امروز یه سخنرانی فوق العاده داشته باشی!» - بسیار مؤثرتر از استفاده از ضمیر «من» است. در این مطالعه از دانش‌آموزان خواسته شد هنگام تکمیل کار، مشاوره‌هایی که به خودشان می‌دهند را بنویسند. از نیمی از دانش آموزان خواسته شد تا خودشان را «من» در نظر بگیرند و نیمی دیگر از ضمیر دوم شخص یعنی «تو» برای مخاطب قرار دادن خودشان استفاده کنند. دانش‌آموزانی که از «تو» استفاده کرده بودند، نه تنها کار بیشتری انجام داده بودند، بلکه دوست داشتند باز هم وظایف بیشتری به آن‌ها سپرده شود.

چرا حرف زدن با خود به روش دوم شخص، انگیزشی‌تر است؟

دلکاس حدس می‌زند که سودمندی استفاده از ضمیر «تو» به جای «من» در Self-Talking، احتمالاً به شبیه سازی خاطرات کودکی هنگام دریافت حمایت و تشویق والدین و معلم است. او می گوید:

ما اینگونه بزرگ شده‌ایم، با تشویق والدین‌مان و بقیه، با جملاتی مثل: «تو می‌تونی انجامش بدی» یا «تو خیلی خوبی!»

همچنین استفاده از دوم شخص مثل نصیحت‌ها و مشاوره‌هایی است که به دیگران می‌دهیم و وقتی از آن جایگاه صحبت می‌کنیم ممکن است مشاوره‌هایمان بسیار تأثیرگذارتر باشد. وقتی به کس دیگری مشاوره می دهیم، دید بهتری نسبت به موضوع داریم. استفاده از ضمیر «تو»، یعنی با یک دید دیگر، بدون درگیری احساسی، به موضوع نگاه کنیم و از تشویق‌ها و نصیحت‌ها استفاده کنیم. چرا که به گفته ی دکتر دلکاس، «اول شخص معمولاً احساساتی تر است».

صحبت کردن با خود، هنگامی که دیگران وجود ندارند، نوعی پشتیبانی اجتماعی ایجاد می کند.

افرادی که فاقد حمایت اجتماعی از همسالان یا عزیزانشان هستند، می توانند از صحبت کردن با خودشان به روش دوم شخص، مزایای مشابهی دریافت کنند. این نوعی از یک سیستم پشتیبانی اجتماعی است، که نیازی به وجود اشخاص دیگر در آن نیست.

مقایسه بین نقل قول های انگیزشی و صحبت کردن با خود

نقل قول‌های انگیزشی که دور‌تا‌دور میزتان را تزیین کرده‌اند، هم می توانند سودمند باشند؛ اما دلکاس عقیده دارد که صحبت کردن با خود مؤثرتر است. چرا که می‌تواند دقیقاً روی نقطه‌هایی انگشت بگذارد که شما با آن درگیرید. نقاطی که مخصوص شخص شما است و نیازها و علایق را مستقیماً نشانه می‌رود. دلکاس می گوید:

کلماتی که انتخاب می کنید کاملاً شخصی و مربوط به چیزهایی هستند که شما نیاز به شنیدنشان دارید.

شما می توانید بدون اینکه مانند دیوانه‌ها به نظر برسید، خودتان را مشاوره دهید. برای این کار مشاوره‌ها را بنویسید؛ نوشتن آن‌ها می تواند همان‌قدر اثرگذار باشد که آن‌ها را به کلام می‌آورید. به دانش‌آموزانِ تحقیق دلکاس نیز گفته شده بود که مشاوره‌های خود را بنویسند، اما دلکاس عقیده دارد که این تأثیرات باید بیشتر بررسی شوند. تحقیقات بیشتری نیاز است تا مشخص شود حرف زدن با خود به صورت کلامی سودمندتر است یا نوشتاری.

دفعه بعدی که خودتان را در شرایطی دیدید که نیاز به تشویق یا انرژی مضاعف دارید، از اینکه به خودتان بگویید «آفرین! تو می‌تونی انجامش بدی.» به یاد داشته باشید از جملاتی استفاده کنید که در کودکی برای تشویقتان می شنیده‌اید، یا هم اکنون هنگام مشاوره دادن به دیگران استفاده می کنید.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
amir amirty

17 راز موفقیت ثروتمندان

1- ثروتمندان معتقدند که خود زندگی خویش را خلق می‌سازند..

فقرا باور دارند که زندگی آن‌ها اتفاقی پیش می‌آید.

 

2- ثروتمندان برای پول، با هدف ثروتمند شدن کار می‌کنند.

فقرا برای پول، با هدف فرار از فقر کار می‌کنند.

 

3- ثروتمندان متعهد به ثروتمند شدن هستند.

فقرا آرزومند ثروتمند شدن هستند.

7 راز موفقیت ثروتمندان

4- ثروتمندان افکار بزرگ در سر می‌پرورانند.

فقرا محدود می‌اندیشند.

 

5- ثروتمندان بر روی فرصت‌ها تمرکز می‌کنند.

فقرا بر روی موانع تمرکز می‌کنند.

 

6- ثروتمندان، سایر ثروتمندان و آدم‌های موفق را تحسین و ستایش می‌کنند.

فقرا از آدم‌های ثروتمند و متمول متنفرند.

 

7- ثروتمندان با آدم‌های مثبت و موفق معاشرت می‌کنند.

فقرا با آدم‌های منفی و شکست‌خورده معاشرت می‌کنند.

 

8- ثروتمندان مشتاق تبلیغ خود و ارزش‌هایشان هستند.

فقرا اشتیاقی به تبلیغ و معرفی خود ندارند.

 

9- ثروتمندان از مشکلات خود بزرگ‌تر هستند.

فقرا از مشکلات خود کوچک‌تر هستند.

 

10- ثروتمندان گیرنده‌هایی خوب هستند.

فقرا گیرنده‌هایی ضعیف هستند.

 

11- ثروتمندان ترجیح می‌دهند بر اساس موفقیت‌هایشان ثروت کسب کنند.

فقرا ترجیح می‌دهند بر اساس تعداد ساعات کاری‌شان ثروت کسب کنند.

 

12- ثروتمندان در تمامی ابعاد زندگی‌شان خواهان پیشرفت هستند.

فقرا به یک یا چند بعد زندگی برای پیشرفت فکر می‌کنند.

 

13- ثروتمندان روی ارزش خالص دارایی خود تمرکز می‌کنند.

فقرا روی میزان درآمد شغلی خود تمرکز می‌کنند.

 

14- ثروتمندان پولشان را خوب اداره می‌کنند.

فقرا پولشان را بد اداره می‌کنند.

 

15- ثروتمندان به پولشان اجازه می‌دهند برایشان کار کند.

فقرا برای پول کار می‌کنند.

 

16- ثروتمندان بر ترس خود غلبه کرده و دست به کار می‌شوند.

فقرا به ترس اجازه می‌دهند متوقف‌شان کند.

 

17- ثروتمندان همیشه در حال رشد و یادگیری هستند.

فقرا فکر می‌کنند که همه‌چیز را می‌دانند.

 

برگرفته از کتاب: راز ذهن ثروتمند، تی هارو اِکِر
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
amir amirty

انتظار و قانون جذب

در قانون جذب برای رسیدن به خواسته خود، ابتدا بایستی درخواست کنید، آنچه را مایل به بودنش هستید طلب کنید؛ خانه، رابطه، ثروت، سلامتی و ... . سپس بایستی باور کنید که به خواسته خود رسیده اید. در این مرحله ایمان بر روی صحنه ظاهر می شود. جذب تلفیقی ست از ایمان و انتظار. زمانی که این دو دست در دست هم پیش بروند، شما به خواسته خود خواهید رسید.

انتظار و قانون جذب

الإمامُ الصّادقُ علیه‏السلام:

إذا دَعَوْتَ فَظُنَّ أنّ حاجَتَکَ بالبابِ.

امام صادق علیه‏السلام:

چون دعا کنى چنین خیال کن که حاجتت بر در خانه است.

 این است شیوه خواستن!

زمانی که درخواست خود را به خداوند و کائنات عرضه می دارید، دست از استرس و نگرانی بردارید و چنان خیال کنید که گویی خواسته و درخواست شما بر در خانه است.

تا به حال از خود پرسیده اید که چرا زمانی که خواسته ای داریم در مسیر رسیدن به این خواسته هرازگاهی دچار استرس و نگرانی می شویم؟

شک و تردید! شک و تردید نقطه مقابل ایمان و یقین است. زمانی که شما به تحقق خواسته خود تردید داشته باشید، ترس و نگرانی بر زندگی شما سایه خواهد افکند. هرقدر شک و تردید شما در رسیدن به خواسته تان قوی تر باشد، احتمال دستیابی شما به مقصود کمتر خواهد بود. این اتفاق به دلایل مختلفی رخ می دهد. شاید شما خود را شایسته دریافت پاسخی از خداوند و کائنات نمی دانید و شاید هم به قدرت کائنات ایمان ندارید. زمانی که خواسته خود را به جهان و خالق آن اعلام می دارید، مطمئن باشید که خواسته شما از سوی کائنات و خالق آن به بهترین شکل ممکن و در بهترین زمان محقق خواهد شد.

در این اثنا سعی کنید منتظر باشید. منتظر رسیدن نشانه ای که گواه بر رسیدن لحظه موعود باشد. سعی کنید تاریخی را برای این منظور مشخص کنید. مثلاً، اگر آرزوی خریدن خودرویی را به کائنات اعلام کرده اید، زمان را نیز در نظر بگیرید و شباهنگام قبل از خواب به خود تلقین کنید که :

تا تاریخ ... به خودرو ... (مشخصات خودرو موردنظر شما) خواهم رسید.

شما در سرزمین عجایب زندگی می کنید. هیچ چیز در این دنیا غیرممکن نیست. ایمان سست و باور ضعیف ما که نشئت گرفته از دنیای خارج ماست، باعث شده که بسیاری از چیزها را غیرممکن بدانیم. هرازگاهی از دنیای پر سر و صدا خارج فاصله بگیرید و به درون بروید و به این فکر کنید که خداوند چه قدرت هایی را در وجود شما قرار داده است تا که با این نیروها هیچ گاه مجبور نباشید فقدان و کمبود را در دوران عمر خویش تجربه کنید. اما فراموش کردیم آنچه را که به ما ارزانی شده و اینکه چگونه این نیروهایی که در درون ما به ودیعه نهاده شده، فعال کنیم.

تا بدین جا رسیدیم که باید منتظر لحظه تحقق خواسته خود باشیم. نباید اجازه دهیم شک و تردید ما را از مسیر رسیدن به خواسته مان منحرف کند. انتظار میوه درخت ایمان و باور است. زمانی که شما به تحقق خواسته تان باور داشته باشید، بنابراین برای رسیدن به هدف و خواسته خود لحظه شماری می کنید و اما اگر شکی به دل راه دهید، خواسته خود را به کلی از ذهن خویش پاک خواهید کرد. هر روز و شب به خود متذکر شوید که زمان زیادی تا تحقق خواسته تان نمانده است و کائنات مشغول چیدن مهره ها و وقایعی ست که شما را به خواسته تان نزدیک کند. به این وضعیت فکر کنید و آن را با ذهنی روشن باور کنید. پس از سپری شدن زمان کافی برای اعلام قاطع خواسته تان به کائنات، آماده دریافت آرزو و خواسته خود باشید.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
amir amirty

توکل و قانون جذب

برخی از کارشناسان موفقیت فردی بر این باورند که پس از اعلام خواسته خود به کائنات بایستی نگرانی و استرس را از خود دور کرد و در آرامش در انتظار دریافت خواسته خود باشیم. اما چگونه کنارگذاشتن استرس و نگرانی در مسیر نیل به خواسته‌و‌آرزو می تواند یاری‌رسان باشد؟

توکل و قانون جذب

همانگونه که می دانید ذهن ناخودآگاه ما به عنوان مشاور و همراه ما در رسیدن به خواسته‌هایمان و همچنین رابط بین ما و کائنات، بایستی درخواست ما را قبل از ابلاغ به کائنات بپذیرد. درخواست ما برای ذهن ناخودآگاه بایستی ممکن و شدنی به نظر برسد تا بتواند این درخواست را به کائنات ابلاغ و در مسیر حصول آن قدم بردارد. اما پذیرش درخواست ما از جانب ناخودآگاه منوط به آرشیو و بایگانی ذهن ما از چگونگی وقوع اتفاقات می باشد. این آرشیو همان باورهای ماست که براساس افکار و وقایعی که در گذشته برای ما اتفاق افتاده، شکل گرفته است. ذهن ناخودآگاه قبل از پذیرش خواسته ما، آن را با باورها و اعتقادات ما از احتمال وقوع آن درخواست مقایسه کرده و در صورتی که آن را با این باورها همسو و هم جهت بداند، برای انجام امور اجرایی به کائنات ابلاغ می نماید. بنابراین زمانی که پس از بیان درخواست، بدون هیچ گونه نگرانی منتظر دریافت می نماییم، نشان از آن دارد که ما به وقوع این اتفاق ایمان داریم و به ذهن ناخودآگاه این اطمینان را می دهیم که شایستگی دریافت خواسته و آرزوی خود را داریم.

 

خداوند متعال در حدیثی قدسی می فرماید:

اگر کسانی که از من روی برمی‌گردانند، بدانند چقدر به آنها علاقه دارم، هر آینه از شوق جان می‌سپردند.


ما چه زمان اضطراب و استرس را کنار می گذاریم و به حرکت خود در مسیر زندگی ادامه می دهیم؟

آن زمان که اطمینان داشته باشیم که هر اتفاقی که در زندگی ما می افتد، ما را به کمال و موفقیت نزدیک می کند. این اطمینان را در دین اسلام، توکل نام نهاده اند. زمانی که شما به خداوند توکل می کنید و در مسیر زندگی، خواست خدا را بر خواست خود مقدم می دانید، یقیناً خدایی که بندگانش را بسیار دوست می دارد هیچ گاه بنده خود را در زندگی تنها نخواهد گذاشت و او را در مسیر درستی برای رسیدن به کمال اعلی‌اش قرار خواهد داد.

از دید متافیزیکی نیز، زمانی که شما خواسته خود را به کائنات اعلام کردید بایستی تا زمان دریافت خواسته‌تان آرامش خود را حفظ کنید. از آن جهت که با استرس و نگرانی، انرژی منفی‌ای از خود ساطع می کنید که مانع نزدیک شدن خواسته‌تان به خود می‌شوید. به عبارتی، شما با نگرانی عدم صلاحیت و شایستگی خود را نشان می دهید. برای هم جهت‌کردن ناخودآگاهتان با پذیرش خواسته خود می توانید از تکنیک های مختلفی چون: جملات تأکیدی، تجسم، صحبت کردن با خود (Self-Talking)، ریلکسیشن و ... استفاده کرد. این تکنیک ها تمرکز ناخودآگاه را از روی باورهایی که مانع قبول این خواسته می شود بر می دارد. بنابراین، هر زمان خواسته خود را به کائنات عرضه داشتید، آرامش خود را حفظ کنید و به ندای قلب خود گوش فرا دهید.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
amir amirty